پیمان

سکوت علما، سیرى ستمگر و گرسنگى ستمدیده [نهج البلاغه : خطبه ۳]

پیمان

سکوت علما، سیرى ستمگر و گرسنگى ستمدیده [نهج البلاغه : خطبه ۳]

پیمان

۱۴ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

جهاد فی سبیل الله- ۲

سه شنبه, ۱۷ آبان ۱۴۰۱، ۱۲:۵۸ ق.ظ

بررسی‌های خام اخیرم، نشان از این دارد که مؤمنین باید با کار گروهی (حزبی) دنبال مبارزه با اولیای شیطان‌ و طاغوت باشند. دنبال احقاق حقوق مستضعفین و سرجای خود نشاندن مستکبرین! عملِ در این راه، جهاد فی سبیل الله است و در اینصورت حزب ایشان، حزب الله خواهد بود. در این راه هر کس کشته شود و یا دشمن را بکشد، اجر عظیمی در پیشگاه خداوند خواهد داشت!

حال بهتر است کلمات زیر و ارتباط آن‌ها با همدیگر را در قرآن بررسی کنم، باشد که راه‌گشا باشد:

۱- سبیل (الله)

۲- مستضعفین

۳- مستکبر

۴- طاغوت

۵- ولی

۶- حزب (الله)

۷- جهاد

۸- قتال

  • حسین اسمعیل زاده

جهاد فی سبیل الله - ۱

چهارشنبه, ۱۱ آبان ۱۴۰۱، ۰۱:۰۱ ب.ظ

چند وقتی است به این موضوع فکر می‌کنم که جهاد فی سبیل الله به چه معنا است؟ جدا از واکاوی کلمات در قرآن، در بررسی‌هایی که حول این موضوع و حول کلمه‌ی مستضعفین در قرآن داشتم به آیه‌ی زیر برخورد کردم (۷۵ نساء):

وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا ﴿۷۵﴾

جالب است که اینجا خداوند، سبیل الله را در کنار مستضعفین می‌آورد! همچنین نحوه‌ی بیان به گونه‌ای است که انگار می‌گوید و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و سبیل المستضعفین! 

حال چند سوال مطرح است، اول اینکه آیا این نحوه‌ی برداشت صحیح است؟ دیگر اینکه خدواند تمام کارها را تنها و تنها در صورتی خدایی می‌داند که برای رضای خدا باشد! چرا اینجا در ظاهر دو هدف برای قتال بیان کرده است؟ خدا و مستضعفین!

 

چند نکته‌ی بسیار جالب هم مطرح است. اول اینکه خدواند اینجا گفته المستضعفین و نه مستضعفین! انگار هر مستضعفی را منظور ندارد بلکه تنها آن مستضعفی که در ادامه توضیحش را می‌آورد منظور می‌کند! چرا که خدواند در جای دیگر از قرآن برخی مستضعفین را تخطئه می‌کند (۹۷ نساء):

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّـهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِیراً ﴿۹۷﴾

پس هر مستضعفی هم منظور نیست!

نکته دیگر اینکه خداوند درست در آیه‌ی بعدی از آیه‌ی اول (۷۶ نساء) می‌گوید:

الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا ﴿۷۶﴾

انگار اینجا تعریف تکمیلی هم از قتال در راه خدا ارائه می‌کند! انگار می‌گوید قتال در راه خدا برابر است با قتال با اولیای شیطان!

دو حدیث بسیار معروف هم، مباحثی نزدیک به این مفاهیم را بیان کرده‌اند که بسیار درخور توجه‌اند!

۱- امام صادق (ع) از پیامبر اسلام(ص): «هر کسی که، صبح کند و اهتمامی به امور مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نیست»

۲- امام صادق (ع) از پیامبر اسلام (ص):  «هر مسلمانی که ندای مسلمانی را بشنود که از او کمک می‌خواهد و پاسخ او را ندهد مسلمان نیست»

 

پ.ن. این‌ها تفکرات خامی است که چند وقتی است به آن فکر می‌کنم. راستش هم این است که تاکیدات بسیار خمینی به مفهوم مستکبر و مستضعف و نابود کردن مستکبرین و کمک به مستضعفین، جرقه اصلی این تفکرات است! علاوه برآن مفهوم وطن و دیگر اینکه وظیفه‌ی اصلی ما به عنوان مسلمان در جهان امروز چیست را نیز می‌توان از دلایلش دانست!

  • حسین اسمعیل زاده

شخصی یهودی به امام گفت: هنوز پیامبرتان را دفن نکرده، درباره‌اش اختلاف کردید!

امام گفت: ما درباره‌ آنچه که از او رسیده اختلاف کردیم، نه در خود او، اما شما یهودیان، هنوز پای شما پس از نجات از دریای نیل خشک نشده بود که به پیامبران گفتید: برای ما خدایی بساز، چنان که بت پرستان خدایی دارند! و پیامبر به شما گفت: شما مردمی نادانید!

نهج‌البلاغه، حکمت ۳۱۷، ترجمه مرحوم دشتی

 

آری، علی در بحبوحه‌ی اختلافات بین مسلمانان، این چنین از اسلام دفاع می‌کند. او مرز باریکِ عدم دفاع از اختلاف فعلی و جلوگیری از سوء استفاده‌ی دشمنان قسم خورده خارجی را می‌بیند. روی مرزی راه می‌رود که ما متوجهش نیستیم! طوری سخن می‌گوید که نه به ظاهر مسلمانان و منافقان داخلی می‌توانند از آن استفاده سیاسی کنند و نه دشمنان خارجی بهره‌ای از آن ببرند.

با یک تیر دو نشان می‌زند!

  • حسین اسمعیل زاده

بردگی علمی، شیوه‌ی جدیدی از بردگی است که بواسطه‌ی الزام مقالات ISI ، خصوصا برای دوره‌ی دکتری، در ایران باب شده است. با پول و منابع بیت‌المالِ مردم محروم و مستضعف، کارهایی پژوهشی مطابق نیاز کشورهای بیگانه انجام می‌شود، چرا که در غیر اینصورت مقالات شما را در مجلات خود چاپ نمی‌کنند و اگر چاپ نکنند شما یا دکتری نمی‌گیری، یا عضو هیئت علمی نمی‌شوی و یا اگر عضو هیئت علمی هم باشی، ارتقا پیدا نمی‌کنی!

در ادامه مقاله‌ی دکتر جعفر حیرانی نوبری - هیئت علمی مهندسی کنترل دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی  -در رابطه با "ضرورتِ حذفِ « لزومِ داشتنِ مقاله ISI » در آیین‌‏نامه‏‌های دانشگاه" را آورده‌ام که در آن ایشان به صورت مفصل این فساد سیستماتیک را تشریح کرده‌اند. امید است که به لطف خدا با آگاهی هر چه بیشتر مردم، ریشه‌ی این شجره خبیثه خشکانده شود.

بردگی علمی
حجم: 493 کیلوبایت
 

  • حسین اسمعیل زاده