چه باید کرد؟ - ۲
اول قسمت یک را بخوانید!
و اما بعد.
این روزها یکی از سوالات اصلی من، شیوهی صحیح حکمرانی است. بهترین شیوه چگونه است؟
با توجه به اینکه طبق قرآن، پیامبر بهترین الگو برای هر انسانی است، جمعبندی من این است که برای پاسخ به پرسش خود باید زندگانی پیامبر و علیالخصوص شیوهی حکمرانی او و جانشین برحقش علی را محققانه دنبال کنم. آنقدر از آنها بخوانم و بدانم که گویی آنها را درک کردهام و در زمانهی ایشان زیستهام.
طبق ادعای قرآن، بهترین پاسخ ممکن را آنجا خواهم یافت. طبیعتا باید حواسم باشم که معیار عمل پیامبر و علی، قرآن بوده است. در واقع تمام تلاش ایشان آن بوده است که هرآنچه خدا در قرآن گفته است را پیاده کنند و اندکی از آن تخطی نکنند. با این توضیح بدیهی به نظر میرسد که قرآن باید سرلوحهی تمامی بررسیها، حتی بررسی احادیث وارده و هر آنچه هست باشد.
قرآن بیانکنندهی همه چیز است. پیامبر و علی عامل به دستورات قرآن بودند. اصول هرچیزی (اعم از حکمرانی صحیح) در قرآن آمده است. یزرگترین و شاید تنهاترین کار ائمه استخراج فروع از اصول و عمل براساس این اصول و فروع بوده است!
طبق آنچه گفته شد، تصمیم گرفتم تا کتابهایی را درباره زندگی پیامبر و شیوهی به حکومت رسیدن و حکومتداری ایشان بخوانم. سه کتاب اولی که در این زمینه پیدا کردم:
۱- پیامبری و انقلاب
۲- پیامبری و جهاد
۳- پیامبری و حکومت
هر سه اثر جلالالدین فارسی
در واقع این سه کتاب فازهای مختلف دعوت پیامبر را در قالب شأن نزول آیات قرآن بیان میکنند.
یک کتاب دو جلدی دیگر هم از آقای جعفر سبحانی درباره زندگانی پیامبر پیدا کردهام که طبق شنیدهها کتاب خوب و جالبی است. نامش "فروغ ابدیت" است.
تصمیم بر آن دارم تا این کتابها را بخوانم و آنچه را فهمیدهام در همینجا گزارش نمایم. امیدوارم که به نتایج قابل قبولی دست پیدا کنم.
علم اسلامی-۱
برای آن دسته از دوستانی که قائلند ما اصلا چیزی به اسم علم اسلامی نداریم، چند سوال مطرح میکنم:
۱- آیا ما چیزی به اسم اقتصاد سوسیالیستی یا سرمایه داری داریم؟
۲- آیا ما چیزی به اسم جامعه شناسی اومانیستی داریم؟
۳- آیا اینهمه «ایسم» های مختلف (مثل پوزیتویسم منطقی و ...) تاثیری در جهت روند پیشرفت علم فیزیک داشته اند یا نه؟ (برای این مورد میتوانید جستجویی درباره «حلقه ی وین» بکنید و همچنین آثار و سخنرانی های دکتر مهدی گلشنی را بررسی نمایید.)
آن چیزی که اجمالا به آن رسیده ام این است که هرچه علم و دانایی هست، همگی الهی و اسلامی است، اما ممکن است کسی که به آن علم رسیده است مشرک یا کافر باشد!
در واقع علم کافر یا مشرک کامل نیست، چرا که مبدا و نهایت اشیاء را کتمان می کند یا حداقل به دنبال شناخت آن نیست. ولی یک عالم مسلمان مبدا یک چیز، خود آن چیز و نهایت آن را با هم در نظر گرفته و همه را از خدا و با خدا می داند.
پس شاید بتوان گفت که آن نظریات اطمینان دهنده ای که فیزیک دانان مشرک یا کافر به آن رسیده اند، غلط و خلاف واقع نیست (گرچه به مرور زمان بهبود می یابد، که این خاصیت علوم تجربی است)، اما کامل نیست و یک جهلی نسبت به مبدا و معاد در آن نهفته است. البته بسیار قابل توجه است که این جهل، احتمالا منجر به پیشرفت کند علم خواهد شد و فجایعی غیر انسانی به دنبال دارد (از جمله آنچه در استفاده از تسلیحات اتمی یا شیمیایی علیه مردم مظلوم در طول تاریخ مشاهده شده است).
به صورت خلاصه شاید بتوان گفت علم الهی، علمی است که با مدد آموزه های الهی (عقل و نقل) به دنبال کشف هرچه بیشتر و کاملتر خلقت است. همواره یک عالم الهی متوجه این موضوع است که هرچه میبیند، میشنود و میداند همه آفریده خداوند قادر متعال است و همین خداوند است که این قدرت فهم را به او داده و با ارائهی بهترین روش زندگی او را در فهم خلقت و عمل به بهترین نحو راهنمایی کرده است. لذا در قرآن و احادیث علاوه براینکه بهترین آموزه های علوم انسانی بیان شده است، برترین نظریات کیهان شناسی و نظام خلقت (فیزیک، شیمی و ...) بررسی گشته و راهنمایی های بسیاری برای کشف واقع ارائه شده است. همانطور که در علم فقه، علما در روایات فقهی بسیار تامل میکنند و به اصول نابی میرسند، عالمان علوم طبیعی هم میتوانند با تفکر در آیه های مربوط به کیهان شناسی و نظام خلقت برکات زیادی بدست آورند.
این مبحث بسیار مبحث گسترده ای است که نتایج آن منجر به تغییر رویکردی اساسی در تمامی حوزه های زندگی انسان خواهد شد.
سعی بنده این خواهد بود که با کمک شما دوستان این مبحث را در کلمه کلیدی «علم دینی» دنبال کنم.
هدف این وبلاگ
«بسم الله الرحمن الرحیم»
من دین را مثل یک کره با شعاع بینهایت میدانم که نه تنها تمامی ابعاد زندگی، بلکه تمامی اشیاء را در بر می گیرد! این خاصیت دین شاید به دلیل انتصابش به خداوند باشد که حالق همه چیز، عالم به همه چیز و قادر به انجام هر کاری است. به همین دلیل مسلما بهترین شیوه ی زندگی و یا همان «دین» را تنها اوست که می داند و به علت عادل بودنش در اختیار بشر قرار داده است. اول باید تا حد امکان به این دین علم پیدا کرد تا بتوان عمل متناسب با آن انجام داد. البته ابن به معنای جدا بودن این دو ساحت و عدم تاثیرپذیری این دو از هم نیست.
سعی ام در این وبلاگ این است تا با دوستان دغدغهمند و علاقهمند به برقراری عدالت، عالم و عامل به ساحت های مختلف دین شویم. فهم حداکثری ابعاد دینِ بهینهای (اسلام) که خداوند متعال برای مردم وضع کرده است، لازمه ی برقراری عدالت است.
در این وبلاگ سعی خواهم کرد یافتههای خود را از دین اسلام ارائه کنم. البته این وبلاگ بیشتر نشاندهندهی تلاش من در این راه است، تا جوابی حاضر و آماده. همچنین موضوعات دیگری را که دنبال خواهم کرد با شما به اشتراک میگذارم که شاید مهمترین آنها سیاست، ریاضیات، فیزیک و تفکرانم باشند (شاید کمی هم اقتصاد و جامعهشناسی)!
از آنجا که قرآن خود را بیانکننده همهچیز میداند، خیلی علاقهمندم تا دریابم پاسخ قرآن به سوالات مختلف بشری چیست... علیالخصوص در زمینههای گفته شده.

دستهبندی
کلمات کلیدی
آخرین مطلب
بایگانی
- شهریور ۱۴۰۳ (۲)
- مرداد ۱۴۰۳ (۲)
- ارديبهشت ۱۴۰۳ (۲)
- فروردين ۱۴۰۳ (۲)
- اسفند ۱۴۰۲ (۱)
- دی ۱۴۰۲ (۱)
- آذر ۱۴۰۲ (۴)
- آبان ۱۴۰۲ (۳)
- شهریور ۱۴۰۲ (۲)
- مرداد ۱۴۰۲ (۴)
- تیر ۱۴۰۲ (۱)
- فروردين ۱۴۰۲ (۱)
- بهمن ۱۴۰۱ (۱)
- دی ۱۴۰۱ (۱)
- آذر ۱۴۰۱ (۱)
- آبان ۱۴۰۱ (۴)
- مهر ۱۴۰۱ (۲)
- شهریور ۱۴۰۱ (۱)
- خرداد ۱۴۰۱ (۳)
- شهریور ۱۴۰۰ (۱)
- مرداد ۱۴۰۰ (۱)
- اسفند ۱۳۹۹ (۲)
- آذر ۱۳۹۹ (۱)
- آبان ۱۳۹۹ (۱)
- مهر ۱۳۹۹ (۲)
- مرداد ۱۳۹۹ (۴)